حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

123

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

[ روايت ] 17 روايت كند : از باد جنوب ، از عين ميم خازن « 1 » ، از عقاد « 2 » منّ « 3 » ، از حبك « 4 » ، از جبل بروق ، از بحرين بحر الشعاعى ، از شأن قلب ، گفتند : حق سبحان هر شبى نزول كند به آسمان دنيا با « أوتاد » « 5 » زمين سخن گويد : با بدلاء « 6 » با والهان ديگر با مجتهدان . نام همه بنويسد . روز جزا را ارواح به ارواح ، انوار به انوار ، پس به خيرات و بركات ، زمين پر كند . آنگاه به عزّ جلال عظمت غيب محتجب شود . باد جنوب آن است كه از افق علوى به بحر غيب بگذرد . در هفت آسمان بگردد ، آنكه به ابواب « بنات النعش » « 7 » بيرون آيد ، آنگه به شمال عالم درآيد ، مثل اين در حديث هست . عين ميم خازن - خدا مىداند - عين ملك محيط است . كه برّيات « 8 » را فيض بخشد ؛ يا بصر ملك خازن است كه به امر حق ، در ملك تصرّف كند يا قلب ، يا روح در عالم جسد ، يا لب و دندان مصطفى ( ص ) است ، يا نقطهء دايرهء كون « 9 » ، اين به حال نزديكتر است .

--> ( 1 ) . ميم خازن : ميم يكى از حروف عربى ، كنايه از لب ، آنگاه كه با خنده باز شود و اصحاب ميم به كسانى گويند كه مطالب و اسرار و گنجينه‌اى مخفى را جستجو مىكنند . كلمهء رمز ، خازن ، نگهبان ، خازن بهشت ، نگاهبان بهشت ، خازن جهنم ، مالك دوزخ . ( 2 ) . عقاد : نخى است كه در آن مهره‌هايى است و به گردن آويزند . ( 3 ) . منّ : ترنجبين ، چيزى است كه از درخت بيافتد . ( 4 ) . حبك : راهها به كوه ، راهها به آسمان ، راههاى آسمان ، راههاى ستارگان ، ذو الحبك ، آسمان . ( 5 ) . اوتاد : از وتد ، ميخ‌ها ، اوتاد الارض ، كوههاى روى زمين ، ( وَ الْجِبالَ أَوْتاداً ) ( قرآن ، نبأ ، 7 ) اوتاد بلاد : رؤساى آن . در نزد صوفيان ؛ اقطاب و بزرگان ، چهار نفر مرد هستند كه منزلهاى آنان بر چهار منزل يعنى اركان عالم است كه شرق و مغرب و شمال و جنوب باشد و با هريك از آنان مقام آن جهت مىباشد . در مغرب عبد الحليم است و مشرق عبد الحى ، در شمال عبد المجيد و در جنوب عبد القادر كه محافظت همهء عالم و معمورهء دنيا از بركت ايشان است . اوتاد چهار تن از اولياء هستند كه هميشه در عالم برقرارند و اگر يكى از آنان بميرد ديگرى به جاى او آيد . ( 6 ) . بدلا : از بديل ؛ گروهى از اولياء اللّه هستند و ايشان در همهء عالم هفت تن مىباشند و ايشان غير از ابدال‌اند چون ابدال در همهء عالم هفتاد نفر هستند . ( 7 ) . دختران نعش ، دو صورت فلكى : 1 . بنات النعش كبرى ( بزرگ ) ، دب اكبر ، 2 . بنات النعش صغرى ( كوچك ) دب اصغر . ( 8 ) . بريّات : از بريّه ؛ آفريدگان ، آفريده ، خلق ، مردم . ( 9 ) . نقطه دايرهء كون : كنايه از پيامبر اسلام و حقيقت انسان كامل است .